Monday, January 24, 2005

یادداشت اول

یادداشت اول
در دنیای کتوله ها زندگی می کنیم. گویی این حیقیقت چون تقدیری محتوم خودش را در ذهن ما آنچنان حک کرده که نه تنها در برابرش مقاومت نمی کنیم، بلکه به مانند قانونی گریزناپذیر می پذیریمش. فضای ابلهانه و گله ای که بر ارتباطات ما حاکم است روز به روز خطرناکتر و بدیهی تر جلوه می کند. قانون بقا بر تحقیر هر نوع آگاهی خودآگاه، و ستایش هر تجربه ناخودآگاه بنا شده. هرچند برای آنها که هنوز توسط بازی بلعیده نشده اند، رازی در میان نیست؛ اتفاق خارق العاده ای نیفتاده، همه چیز همانگونه که انتظار می رفت پیش رفت تا رسیدیم به این نقطه؛ قدرت، آنچنان به کمک خود ما، بر ما چنبره زده که یارای مقاومتی هم نمانده. پس؛ خوشحالیم که در دنیای کتوله ها زندگی می کنیم و خرسندیم که به عضویت در این دنیا پذیرفته شده ایم
----------------------------------------------------------------------
چند روز پیش یکی از دوستان می گفت که رسم نیست این زبانی که تو داری به کار می بری، در ادبیات وبلاگ نویسی! یادم نیست چه جوابش را دادم، اما برآن شدم که وبلاگ را با همین زبانی که عزیزان با آن حال نمی کنند پیش ببرم. پس مانیفستی آماده کردیم به کمک دوستم آرش برای اعلام حضور سوسوزنمان، که در فرصتی دیگر می آوریمش
----------------------------------------------------------------------
کجا ایستاده ایم؟ چه را باختیم و چرا باختیم؟ چرا با جا زدن، قدرتی را به دسته مقابل دادیم که هرگز شایسته اش نبود؟ در اثر تلاش های بی وقفه و شبانه روزی ما، کلمه جوانانه مترادف کلمه عوامانه شده. منتقد جوان با سابقه ترین مجله سینمایی مان سعی دارد نگارشش را تا حد مکالماتش در تاکسی و کله پزی و چت های احقانه اش تنزل دهد. حق هم دارد. هم سردبیر حمایتش می کند، هم خواننده به وجد می آید. برای قدرت حاکم، جوان خوب، یعنی جوان مرده. و ما چه خوب ، در خوبی از هم سبقت می گیریم. در هر صورت مسئله حل شده است؛ نبودن بهتر از بودن است
----------------------------------------------------------------------
... ما به دشمن رسیدیم و او کسی جز خود ما نبود

0 Comments:

Post a Comment

<< Home